تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

486

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

دليل سوم : اتحاد عرضى با عرض ثمّ اتّحاد العرضي بالعرض * إلّا في الاعتبار مثبت الغرض دليل سوم : اتحاد عرضى با عرض است كه در حقيقت عرضى با عرض يكى است ؛ چنان كه جمعى از متأخرين به اين اتحاد قائل شده‌اند و چه بسا گفته مىشود كه معلم اول و مترجمين كلام او از مقولات به مشتقات تعبير نموده و به آنها مثال زده‌اند ؛ « 1 » مثلًا از كيف به متكيف تعبير كرده و براى آن به حارّ و بارد و ابيض و اسود كه عرضى هستند مثال زده‌اند با اينكه حرارت و برودت و بياض و سواد عرض مىباشند . پس معلوم مىشود كه در حقيقت عرض و عرضى متحد مىباشند . در حقيقت عرض و عرضى با هم فرقى ندارند مگر در اعتبار به شرط لا بودن و لا به شرط بودن . مثلًا زمانى كه سواد لا به شرط اخذ شود ، سواد عرضى مىشود و محمول واقع مىگردد و اسود گفته مىشود و وقتى كه به شرط لا اخذ شود عرض مىشود و محمول واقع نمىگردد و به سواد تعبير مىشود . پس فرق بين آنها مانند فرق بين جنس و ماده و فصل و صورت است . در اينجا هر يك از امور چهارگانه را شرح داده تا فرق بين عرض و عرضى معلوم شود . ما هنگامى كه به مركبات مىنگريم از آنها آثار و خواصى مىبينيم و بايد مبدأ اين آثار در آنها باشد ، دو قسم مركب هست كه داراى آثارى مىباشند : يك قسم مركبات غير حقيقيه مىباشند ، مانند ادويه‌جاتى كه با يكديگر مخلوط شده‌اند و بين آنها فعل و انفعالاتى صورت نگرفته است ، گرچه آنها بعد از تركيب مثلًا طعم مخصوصى به خود گرفته‌اند ليكن در حقيقت آن طعم وراى طعمهاى آنها نيست ، بلكه تقصير از قوهء ذائقه است كه به جهت عدم كمال آن و رقّت اجزاء ادويه‌جات نمىتواند طعم ذرات را جداگانه تشخيص دهد و لذا اشتباهاً به طعم ديگرى ملتفت

--> ( 1 ) - منطق ارسطو ، ج 1 ، ص 35 ؛ اسفار ، ج 1 ، ص 42 ، تعليقهء 3 .